مهدى لطفى
101
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )
فرزندش كنار ضريح ماند . او رفت . من از گفته اين مرد تعجب نموده به فكر رفتم كه اين مرد چگونه با قاطعيت خبر از شفا يافتن بچهاش مىدهد كه گويا وعدهاى از امام براى شفاى مريض خود دارد . منتظر ماندم كه چه اتفاقى خواهد افتاد ساعتى گذشت . ناگهان دست غيبى هويدا شد ، و توجهى از ناحيه قدس علوى به اين طفل مريض شد ، بچهء فلج و زمينگير بلند شد ! ! چند قدمى حركت كرده صدا زد « بوى انت وين عفتنى » ( پدر كجا رفتى و مرا تنها گذاشتى ) ناگهان پدرش وارد شد ديد كه بچهاش شفا يافته است . رو به او گفت « ها بوى طيبك على » ؟ ( پسرم امام شفايت داد ؟ ) و آمد جلو دست بچهاش را گرفت و در حالى كه از امام تشكر مىكرد بدون اينكه تعجب كند از حرم خارج شد . گويا اتفاق مهمى رخ نداده است ، و معجزهاى صورت نگرفته است . « 1 » آرى كسى كه علم داشته باشد ، كه على ، علت ايجاد كون و مكان است ، به بركت او « يسمك السماء ان تقع على الارض » از شفاى يك مريض به بركت وجود او تعجب نمىكند . در احاديث بسيار وارد شده است ، كه خداوند خطاب به حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه : « لولاك لما خلقت الافلاك » اگر تو نبودى ، من زمين و آسمان را خلق نمىكردم ، يعنى ديگران به طفيل وجود تو ، از اين خوان ، بهرهمند مىشوند .
--> ( 1 ) - ربع قرن مع العلامة ص ، 51